اداره تبلیغات اسلامی شهرستان
استان همدان

عکس امام خمینی در یک قهوه خانه سنتی


 
   



بهار ـ خبرنگار روزنامه جمهوری اسلامی : كنگره ملی بزرگداشت عالم ربانی آیت الله شیخ محمد بهاری با حضور شخصیت های فرهیخته مذهبی علمی و سیاسی اساتیدی از حوزه های علمیه دانشگاهها روحانیون دانشجویان و شمار زیادی از علاقمندان به این عارف سالك از سراسر كشور در مصلی امام خمینی (ره ) شهر بهار برگزار گردید.
در این همایش بزرگ معنوی ابتدا بیانات مقام معظم رهبری برای ستاد كنگره آیت الله شیخ محمد بهاری قرائت شد.
مقام معظم رهبری در پیامشان به این كنگره برگزاری آئین های نكوداشت برای بزرگان را كار بجا و شایسته ای بیان داشته و با برجسته عظیم القدر و گمنام دانستن شخصیت مرحوم شیخ محمد بهاری بیان داشتند استفاده از آثار و بركات وجودی ایشان در جامعه ما بخصوص در این اوان كه جوانان ما میل به معنویت و مسائل عرفانی و معنوی زیاد دارند اگر جریانهای صحیح و صراط مستقیمی كه مرحوم بهاری آن را به ما نشان دادند جلوی پای افراد قرار بگیرد گرایش به این عرفانهای دروغین و این سلسله های عجیب و غریب و مخلوط و مغشوش پیش نمی آید.
حضرت آیت الله خامنه ای فرمودند : مرحوم آقای حاج شیخ محمد بهاری رضوان الله علیه شخصیت خیلی برجسته ای است . ایشان هم فقیه بزرگی هستند و هم عارفند. عرفان ایشان از نوع این عرفانهای خانقاهی و این چیزها مطلقا نیست وبا اینها مخالفند. لكن ذوق وجد حال و بهجت معنوی در پرتو استفاده از كتاب و سنت و از روش معصومین (ع ) این شاخصه عمده این راهی است كه این بزرگواران طی كرده اند كه البته ایشان شاگرد مرحوم آخوند ملا حسینقلی همدانی هستند كه آن بزرگوار شاخص این سلسله است .
رهبر معظم انقلاب با تشریح مراتب فراگیری سلوك عرفانی مرحوم آخوند ملاحسینقلی همدانی در محضر مرحوم آقا سید علی شوشتری معرفت و مقامات عرفانی ایشان را برجسته دانستند كه مورد قبول همه است و ایشان شاگردانی مثل شیخ محمدبهاری را تربیت كرده است .
مقام معظم رهبری همچنین از مرحوم شیخ محمد بهاری بعنوان یكی از شاگردان برجسته مكتب اسلام و توحید یاد كردند و فرمودند : ایشان منشا بركات زیادی در نجف بوده و شاگردان خوبی تربیت كرده و آثار كم و محدود ولی بسیار پرمغز و پرتاثیری از خودش بجای گذاشته است كه همین تذكره المتقین كه بارها چاپ شده و هم چنین مكتوبات ایشان جزو آثار بجای مانده از مرحوم شیخ محمد بهاری است .
در این كنگره نماینده ولی فقیه در استان و امام جمعه همدان نیز آیت الله شیخ محمد بهاری را عارف كامل دانست كه موجب تحول در سیره سلوك شده است .
آیت الله محمدی برپایی این همایش را با اهمیت خواند و گفت : بیان ارزش های ناب اسلامی و جایگاه علما و خدمات آنان به جامعه از ویژگی های این گونه همایش هاست .


وی شخصیت هایی چون آیت الله محمد بهاری را چراغ راه هدایت برای نسل امروز قلمداد كرد و خاطر نشان ساخت : دشمنان در تلاش هستند عرفانهای باطل و غلط را به نسل جوان منتقل كنند كه در این مقطع زنده كردن و ترویج عرفان واقعی و حقیقی یك فریضه واجب است .
امام جمعه همدان از متفكران علما اساتید و اندیشمندان درخواست كرد در جهت ترویج و بازشناسی زحمات و آثار پر ارزش این عارفان به جامعه به ویژه به نسل جوان همت گماشته تا جلو رشد عرفانهای منحرف و پوشالی را بگیرند .
وی با اشاره به اینكه با برگزاری چنین كنگره هایی می توان ادعاهای عارفان پوشالی و غیراسلامی را برملا كرد افزود : آیت الله شیخ محمد بهاری و شیخ محمد باقر بهاری از شاگردان و تربیت یافتگان مرحوم ملاحسینقلی شوندی همدانی بودند كه به چشمه حقیقت دست یافتند و انسانهایی خاكی بودند كه بر اوج افلاك رسیدند.
امام جمعه همدان تصریح كرد : ما موظفیم كه زحمات خدمات و آثار گرانبهای این بزرگان را به نسل جوان نشان دهیم و باید با شناساندن علما و عارفانی مانند آیت الله بهاری از گرایش جوانان و نسل امروز به فرقه های ضاله جلوگیری كنیم .
رئیس سازمان بازرسی كل كشور نیزدر این كنگره آیت الله بهاری را انسانی با درجه والای حكمت و عرفان دانست و گفت : از ایشان آثار اندك اما ارزشمند و گرانبهایی بر جا مانده كه درس زندگی و حیات جاودانه ای به همه ما و بشریت می دهد.
حجت الاسلام مصطفی پور محمدی رسیدن به مقامات عالی و كمال و قرب به خدا را در گرو هدایت ائمه معصومین (ع ) بیان كرد و افزود : این علما حیات طیبه را در زندگی مردم زمان خود و زمانهای بعدی جاری می كنند.
وی گفت : باید جامعه رابه سمت اخلاق دعوت كنیم زیرا اخلاق خوب و خداپسندانه عامل رشد جامعه است و ما را به حق و عدالت رهنمون خواهد كرد.
رئیس سازمان بازرسی كل كشور افزود : مرحوم آیت الله بهاری عارفی مسلمان عالمی عارف و فقیهی واصل به حقیقت بود كه تعقل و ایمان را با هم داشت .


وی اظهار داشت : اخلاق نماد رشد اجتماعی است و مودت و محبت به خداوند و ائمه معصومین (ع ) و محبت نسبت به یكدیگر باعث افزایش روح اخلاق اجتماعی در جامعه می شود.
وی با تاكید بر لزوم فراگیری و نمادینه شدن اخلاق اسلامی در جامعه افزود : امروز كه دشمن با تمام ترفندهای سیاسی اقتصادی نظامی و به ویژه فرهنگی ما را در محاصره قرار داده است اگر بخواهیم از موانع پیش رو به سلامت عبور كنیم باید به اخلاق اسلامی مجهز شویم .
پورمحمدی افزود : ضعف ها و اشتباهات یكدیگر را باید با چشم اغماض نگاه كنیم و راه نجات صلاح و فلاح ما در گرو و مرهون اخلاق اسلامی است .
رئیس سازمان بازرسی كل كشور اظهار داشت : اگر ما ادعای حزب الهی ارزشمداری حق گرایی و اصول گرایی داریم باید اصول و شیوه بزرگان از جمله محبت رافت و خشوع در برابر مومنین و شدت در برابر دشمن را رعایت كنیم .
وی تصریح كرد : حاكمان سیاسی باید با عمل صادقانه متعهدانه و وفادارانه برای برقراری حكومت اسلامی در جامعه تلاش كنند و سپس با برقراری آن می توان ادعای حكومتی مقتدر و اسلامی را در دنیا داشت .
حجت الاسلام پورمحمدی خاطرنشان كرد : جایگاه والای عرفانی معرفتی علمی فقهی اخلاقی و فلسفی شیخ محمد بهاری بسیار ارزشمند و عظیم است از ارشاد و راهنمایی های آثار تدوینی ایشان هر چند كه كم است ولی باید به نحو احسن مورد استفاده قرار بگیرند. وی همچنین ضرورت تداوم جریان و حركت طیبه عالمان و عارفان بزرگ اسلام مانند آیت الله بهاری را مورد تاكید قرار داد و افزود : اینگونه جریانی را باید در مسیر حركت اجتماعی قرار داد.
وی اظهار داشت : ما محتاج علما و عارفانی مانند آیت الله بهاری هستیم و باید در پیمودن سیر الی الله و راه صحیح اسلام از این گونه عارفان تبعیت كنیم چرا كه پیروی از علما و عرفا ما را از تشتت و پراكندگی و گرایش ها به عرفان ها و فرقه های ضاله باز می دارد.
در ادامه این كنگره نماینده مردم اصفهان در مجلس خبرگان رهبری نیز گفت : عرفانی كه در آثار علمایی نظیر شیخ محمد بهاری یافت می شود به معنای واقعی مقدس و شریف است كه به شناخت كامل تقید منجر می شود.


آیت الله سید ابوالحسن مهدوی افزود : بسیار نیكوست اگر انسان با علم الیقین و بالاتر از آن به مرحله عرفان و خداشناسی برسد و آیت الله بهاری چنین شخصیتی داشت و این نیاز را در خود تبیین و به مردم انتقال می داد.
وی از اخلاق حسنه به عنوان نیاز انسان نام برد وتاكید كرد : اگر پروردگار را با تمام وجود دریابیم آن موقع است كه انسان موفق به شناخت پروردگار می شود و اگر وجود انسان از رذایل اخلاقی پاك شود به قرب الهی دست می یابد.
استاندار همدان هم برپایی این همایش و كنگره ها را فرصتی مناسب برای تحكیم شخصیت ممتاز و عرفانی علمای بزرگوار چون آیت الله شیخ محمد بهاری عنوان كرد گفت : بی شك شخصیت شكوه و فرهنگ تمدن اسلام مرهون معارف قرآن و تاثیر مربیان جلیل القدر همچون آیت الله شیخ محمد بهاری است كه همانند ستاره تابناك بر آسمان تاریك فرهنگ می درخشند .
دكتر مرادی افزود : پرداخت به این منابع معنی بخش زندگی و میراث پر ارزش فكری و معنوی برای رهایی از بت تن است .
استاندار همدان آیت الله شیخ محمد بهاری را عارف كامل و فقیه نامدار بیان كرد و افزود : این عالم گرانقدر در تحكیم مبانی نظر عرفان و طریق حقیقت بسیار تلاش كرد و در علوم سیاسی و اجتماعی عمر خود حضور فعالی داشت .
وی گفت : تكریم شخصیت آیت الله بهاری مایه مباهات و خوشبختی است و فرصت خوبی برای معرفی عرفای علمی ناب اسلام به جهان و جهانیان است .
استاندار همدان از شیخ محمد بهاری بعنوان یكی از اصحاب حكیم و منابع عرفانی و پاسداشت آن یاد كرد و افزود : این چنین علما و عرفایی باعث تداوم فرهنگ دین ناب اسلام می شود.
وی به تاثیرگذاری عمیق آیت الله بهاری بر دین و عرفان و فقه الاسلامی اشاره كرد و اظهار داشت : این عالم بزرگ شخصیتی است كه در علم و عمل نظیر نداشته است .


مرادی افزود : حضور با عظمت عالمان ربانی در تداوم فرهنگ دینی اقتداری به درازای تاریخ اسلام دارد فرهنگی كه راهنمای انسان به سلوك فردی و تاثیرگذاری عمیق بر زندگی اجتماعی است .
دكتر مرادی خاطرنشان ساخت : اگر چه بسیاری از عالمان و عارفان نامی از آیت الله بهاری و خدمات فقهی و عرفانی آن مرجع تقلید یاد می كنند اما زوایای ارزشمند زندگی و آثار او آن چنان كه باید شناسانده نشده كه امید است این كنگره بتواند به سهم خود موجب افزوده شدن بر درك و فهم ما از فرهنگ و معارف نجات بخش و سعادت آور اسلام باشد.
كنگره ملی بزرگداشت آیت الله شیخ محمد بهاری پنج شنبه گذشته به مدت یك روز بزگرار شد كه از 40 مقاله ارسالی به دبیرخانه این كنگره از سراسر كشور 5 مقاله برتر انتخاب و قرائت گردید .
زندگی نامه آیت الله شیخ محمد بهاری
عارف سالك حكیم فرزانه نامدار حضرت آیت الله شیخ محمد بهاری در سال 1265 هجری قمری در خانواده ای اصیل و مذهبی در شهر بهار متولد شد.
شیخ محمد بهاری در سن 32 سالگی به درجه اجتهاد رسید .
وی از برجسته ترین شاگردان آخوند ملاحسینقلی شوندی همدانی بود.
آثار علمی آیت الله شیخ محمد بهاری منحصر به مكاتباتی است كه برای شاگردان خود نگاشته است .
تعدادی از این مكاتبات ارزشمند در كتاب تذكره المتقین گردآوری شده است كتاب دیگری هم به نام « منشات » از آثار شیخ محمد بهاری است .
آیت الله شیخ محمد بهاری نهم ماه مبارك رمضان 1325 هجری قمری روحش به رضوان الهی پركشید و پیكر پاك ومطهرش در شهر بهار به خاك سپرده شد.
مرقد منور آن مرحوم هم اكنون در میان بیش از 1600 شهید در باغ بهشت شهدای بهار زیارتگاه مردم این خطه از میهن اسلامی است .
آیت الله محمدی امام جمعه همدان : ما موظفیم كه زحمات خدمات و آثار گرانبهای این بزرگان را به نسل جوان نشان دهیم و باید با شناساندن علما و عارفانی مانند آیت الله بهاری از گرایش جوانان و نسل امروز به فرقه های ضاله جلوگیری كنیم
حجت الاسلام پورمحمدی رئیس سازمان بازرسی كل كشور : جایگاه والای عرفانی معرفتی علمی فقهی اخلاقی و فلسفی شیخ محمد بهاری بسیار ارزشمند و عظیم است از ارشاد و راهنمایی های آثار تدوینی ایشان هر چند كه كم است ولی باید به نحو احسن مورد استفاده قرار بگیرند
دكتر مرادی استاندار همدان : اگر چه بسیاری از عالمان و عارفان نامی از آیت الله بهاری و خدمات فقهی و عرفانی آن مرجع تقلید یاد می كنند اما زوایای ارزشمند زندگی و آثار او آن چنان كه باید شناسانده نشده است
   


 

بهاری محمد باقر (۱۲۷۷ ) – )۱۳۳۳ (فرزند شیخ محمد جعفر بن محمد کافی از فقیهان و متشرعان بنام همدان و بزرگترین رهبر مشروطه خواهی در آن سامان خاندانش علمای دین بودند و جدش فقیهی عالم به شمار می رفت . محمد باقر مقدمات علوم را نزد پدر و برخی علمای محلی بهار فرا گرفت . در همدان و بروجرد در خدمت استادانی چون محمد اسماعیل همدانی و میرزا محمود طباطبایی به تکمیل تحصیلات خود پرداخت . سپس راهی نجف گردید و در محضر درس ملا حسینقلی همدانی (متوفی ۱۳۱۱ ).میرزای شیرازی ( م ۱۳۱۲ )  شیخ حسن مامقانی  ( م۱۳۲۳ ) . علامه نوری (م ۱۳۲۰ ) و آخوند خراسانی (م ۱۳۲۹) و .. حاضر شد و به درجه اجتهاد رسید و پس از بیست سال اقامت در نجف به همدان بازگشت (۱۳۱۶ ق ) اساساً اشتهار عمده ی بهاری و آنچه از لحاظ تاریخی – اجتماعی اهمیت دارد راجع است به کار کرد و سهم عظیم وی در جنبش مشروطه خواهی همدان چنانکه مبارزات سیاسی پیگیرانه ای او در آن جنبش در سطح ایران اعتباری به سزا از برای وی کسب کرد. و او را یک روحانی انقلابی شناساند متاسفانه کسانی که راجع به نقش روحانیت متشیع در جنبش مشروطه خواهی ایران رسالاتی نوشته اند هیچ ذکر خیری از او نکرده اند . بهاری پس از درگذشت آخوند ملا عبدالله بروجردی سر کرده متشرعان همدان جای گزین او شد و پیش نمازی مسجد جامع آن شهر و سر پرستی موقوفات آن را به عهده گرفت .

بطور کلی تشرع شیخ باقر بیشتر جنبه فقاهتی و اجرای حدود داشت و او که شاگرد آخوند خراسانی بود سرانجام یک روحانی مبارز قانون دوست و مجلس خواه به شمار آمد.نظریات بهاری درباره مشروطه از دیدگاه تشرع و تشیع بسی جالب توجه است و آن اینکه وی میان مشروعه و مشروطه هیچ تخالف و تعارضی نمی دید سهل است در یک کتاب با اهمیت خود ایضاح الخطا ثابت کرده که مشروطه همان مشروعه است و خطای دیگران را در این خصوص توضیح نموده است . از بابت امور عملی شیخ باقر در نهضت روحانیون عدالت خواه تهران و هجرت ایشان به قم شرکت فعال داشت و خود بدان صوب رهسپار شد ( جمادی الثانی ۱۳۲۴) در موضوع انتخاب نخستین نماینده مجلس یکم از همدان شیخ باقر سخن آخر را گفت و حاج شیخ تقی  وکیل الرعایا را تایید کرد . این عمل او در آن روزگار بسی شایسته تحسین است .

 خود شیخ باقر بعدها عضو انجمن ولایتی همدان و به ریاست آن بر گزیده شد . در جریان مبارزات مسلحانه بر ضد حکومت کودتایی محمد علیشاه قاجار وی به تشکیل دسته مسلح در همدان مبادرت کرد در سال ۱۳۲۵ ق که مجلس شورای ملی او را به عنوان یکی از پنچ تن مراجع بزرگ تقلید ـ ( هیات خمسه علمیه ) به عضویت مجلس برگزید وی از قبول آن امتناع کرد سپس چهار سال بعد بهاری خود را نامزد دوره سوم نمایندگی مجلس از همدان نمود و رای نیاورد. ( رجب ۱۳۳۲ق) و سبب آن بود که برخی حد زنی های نامقبول وی ظاهراً اعتبار گذشته اش را از دست گرفت و اساساً دیگر خانه نشین شده بود. وی آثار فراوانی در فقه و حدیث و اصول و رجال دارد که پاره ای به فارسی و شماری به عربی نوشته شده اند . همنامی اتفاقی او با شیخ محمد باقر بن محمد جعفر همدانی (م ۱۳۱۹ق ) رئیس فرقه شیخیه همدان برخی انتسابات و اشتباهات راجع به تالیفات این دو در منابع پدید آورده است در حالی که از لحاظ عقیدتی این دو در قطب مخالف بوده‌اند . …. به نقل از دایرةالمعارف تشیع

منابع اعیان الشیعه ۳/ ۵۳۷- ۵۳۸- فوائد الرضویه  ۲/۴۱۸ : الکرام البرره ۱/۲۰۱-۲۰۳٫

آنچه تا کنون نوشته آمد عینا به نقل از دایره المعارف تشیع حرف ب به قلم پرویز اذکایی بود که همین مقاله خود منبع اصلی برای سایر تحقیقات و پژوهش ها قرار گرفته که البته بسیار ناقص و اندک است. شیخ باقر خود یکی از استوانه های نهضت مشروطیت بوده و از تاثیر گذاران تاریخ معاصر است و چنانکه ذکر آن رفت در کتب و رسالات منتشره در مورد مشروطه چندان اسمی از او برده نشده و جایگاه واقعی علم و اندیشه وی نادیده انگاشته شده است . به نظر می رسد دلیل این امر بیشتر تقابل آرا و اندیشه های آیت الله شیخ باقر بهاری با تفکرات شیخ فضل الله نوری باشد. به هر حال تحقیق و پژوهش در این زمینه برای تبین جایگاه واقعی شیخ باقر بهاری در تاریخ مشروطه امری بسیار مهم و ضروری است. مقاله ای که چکیده آن به نظر خوانندگان می رسد مشتمل بر ارائه اسنادی محکم و جالب و منتشر نشده ایست که تا حدودی نمودار شخصیت والا و جایگاه واقعی و تفکر شیخ باقربهاریست که اگر چه همین مقدار هم فقط در مورد فعالیتهای سیاسی شیخ باقر است لکن در خلال آن، مطالب جالب و قابل ذکری بود که به قلم محقق ارجمند آقای ابوالفتح مومن نوشته شده و در مجله گنجینه اسناد شماره ……..ص۱۰-۲۱ چاپ و منتشر شده است که عینا درج می گردد.

باشروع انقلاب مشروطه شیخ محمد باقر بهاری  از جمله روحانیونی بود که به شدت از آن حمایت نمود و به مخالفان با صراحت اظهار می کرد:

« با وجود اینکه تحکیم و استقرار این رسم سیاسی باعث کسادی کار ما شد و دکانهای ما را تعطیل می کند ولی معذالک می باید در راه تعمیم آن کوشش به خرج داد.»

 در جریان مهاجرت علما به قم ٬ آیت الله بهاری نیز در روز پنجشنبه ۱۸ جمادی الثانی ۱۳۲۴ ٬ عازم این شهر شد . اودر بین راه با دریافت نامه روحانیون مهاجر و خبر پیروزی آنان ٬ به همدان بازگشت .» (۵) پس از مراجعت آیت الله بهاری ٬ ظهیرالدوله ( حاکم همدان ) به او نوشت : اگر بنای رفتن داشتید چرا مرا خبر نکردید که لوازم سفر شما را فراهم کنم که راحت باشید!.بهاری٬ در جواب وی اعلام داشت :

((و علیکم السلام اولا انشاالله تعالی موفق باشید و ثانیا تلگرافی برای دربار مبارک به این مضمون فرستاده بودم چند روزی گذشت اثری معلوم نشد و استفسار از حال آقایان هم ممکن نبود. از کثرت دلتنگی در کمال خفا به بهار رفته و در کمال سبکباری عازم قم گردیدم. غیر اینطور٬ در نظر این رو سیاه اسباب همهمه و اغتشاش بود و الحمدالله وله الشکر دیشب دو ساعت از شب گذشته به زیارت تلگراف ارکان اسلام – شیدالله ارکانهم – فائز گشته ٬ بنای مراجعت شد. در اثنای راه ٬ رقیمه سرکاری زیارت شد;ولی چون وقت حرکت در بهار وعده از ما خواسته بودند و اجابتش میسور نشد و مال و بعضی از لوازمات سفر هم در آنجا استفاده شده بود و لذالک امشبه را بهار رفتم٬ صبح بعد از آفتاب انشاالله رو به خانه خواهم آمد ٬ دیشب دو صورت تلگراف و اعلانی نوشته نزد عمده التجار حاجی شیخ تقی فرستادم ٬ خوب است آنها هم به نظر شریف برسد . خداوند توفیق شکرانه این نعم عظیمه را بر همه ماها کرامت فرموده ٬ انا فانا رواج دین اسلام را بیش تر گرداند. میان راه به این چند کلمه جسارت شده و تفضیل موقوف بر مشافهه و ملاقات است))

محمد باقر

پس از صدور فرمان مشروطیت شیخ محمد باقر طی تلگرافی به دربار از صدور فرمان مشروطیت تشکر نمود:

((طهران ٬ حضرت نواب اشرف والا٬ آقای یمین السلطان – دام عزه . نثار دربار معدلت آثار همایونی – [دام ]ظله – گرداند که بعد از دو روز ملال واقعه روسای اسلام – ایدهم الله – فرخنده طایری می رسید که صاحب شرع را اعلیحضرت همایونی – ظفره جنده – خرسند ساخته ٬ نعم متوافره بر اسلامیان بذل فرموده  ٬ همه را متشکر داعی دولت ابد مدت خود گردانید. زهی دین مبین را که مثل اعلیحضرت مظفر ناصری دارد بحمدالله علی الائه “باقر”))

در این مرحله بهاری ضمن همراهی با انقلاب مشروطه ٬ در تقویت مشروطه خواهان نیز کوشید و در جریان قحطی نان در همدان بخاطر احتکار شدن گندم به دست مالکان و انتخاب نمایندگان همدان برای مجلس شورای ملی ٬ شیخ محمد باقر نیز به طور موثری ایفای نقش نمود.با انتخاب شیخ تقی وکیل الرعایا به نمایندگی همدان ٬ گروهی نیز به این انتخاب اعتراض کردند و خواهان برگزاری انتخابات مجدد بر اساس نظامنامه شدند ;از جمله آیت الله بهاری در نامه جداگانه ای به ظهیرالدوله ٬ خواهان اجرای نظامنامه شد.

(( ترتیبات ٬ این است که تمام رعایای اهل بلاد همت گماشته ٬ با ملوح اغراض شخصیه طبقات ششگانه آنها: اول شاهزادگان و قاجاریه ٬ دوم علما و طلاب ٬ سوم اعیان و اشراف ٬ چهارم تجار٬ پنجم مالکین و فلاحین ٬ ششم اصناف کسبه بازار ٬ اشخاص که خیر خواه ملت و دولت باشند به نحوه مخصوص – که دزد و دغل وارد نشود – از تعیین قرعه به وجود مخصوص و مثل آن انتخاب نموده ٬ به مجلس شورای  ملی بفرستند …اقدام طبقات پنجگانه بر انتخاب برای مقود موقوف ٬ برآن است که حال طبقه ششم برای آنها آشکار شود که به قاعده نظامنامه انتخاب کرده اند و همه هم ٬ سخنان او را سخن خود می دانند تا آنها دیگر هم انتخاب کرده بفرستند والا بر فرض تحقیق انتخاب هم صرف منتخب بعضی طبقات ششگانه که منشا التزام طبقات دیگر نمی شود . اگر این طور بنا بود که همه طبقات خواستن و قرعه گفتن و از بلاد بعیده خواستن حاجت نبود و اگر کسی اطمینان به حصول انتخاب وکیل بخواهد چه دخلی بر هم زدن دارد و چه ربط به خیالات دیگر دارد … آیا باید نوشت که وکلا از همدان خواسته بودید فلان و فلان آمدند یا خیر و هم بی تحقیق حصول انتخاب مقرر می شود گفت حاصل شده است و اهل همدان همه بخواهند همدست شده به طبق نظامنامه های اعلیحضرت شاهنشاهی – خلدالله ملکه – عمل نماید یا خیر اگر ابدا نمی خواهند کسی مطلع و مطمئن از انتخاب و توکیل آنها بشود ابا هیجان لزومی ندارد آنها مشغول کسب خود باشند .))

ظهیر الدوله در جواب نامه روحانیون نوشت  «موافق نظامنامه گویا همین طور که سایر طبقات حق دخالت در تعیین وکیل حضرت آقایان را ندارند  حضرت آقایان هم حق را نداشته باشند.»  آیت الله بهاری در نامه مجددی در چهارم ذیقعده به ظهیر الدوله نوشت : ((عرض می شود : انشاء الله الرحمن موفق باشید و ثانیا رقیمه رسید . معلوم شد داعی هم ملحق به سابق شده غرض همان عمل به طبق نظامنامه واقع شود و وکلای اصناف ما – که در سنوات سابقه هم بودند – داخل در عناوین معا ونین حکامند و به همین واسطه ساقط از مرتبه انتخاب نمایند و حکام و معاونین آنها در انتخاب کردن و منتخب شدن – چنان [چه ] صریح نظامنامه است – در کنار باشند اگر اشتباهی است بزودی رفع خواهند شد .)) وی در جواب نامه آیت الله بهاری اعلام داشت: ((… اگر حضرت آقایان عظام … شخصی را از خودشان یا غیر خودشان وکیل کنند شاهزادگان هیچ حق ندارند که وکیل آنها را تکذیب کرده یا بگویند چرا به اطلاع و تصویب ما معین و انتخاب نشده است همین طور به عکس … اگر مطلب پیچیدگی دارد درست مقصد و مقصود را واضح مرقوم فرمایید که در اطاعت او امر عالی حاضر باشم .)) شیخ محمد باقر به رغم نامه های مذکور پس از مدتی متوجه شد که در کنار خوانین مستبد قرار گرفته که البته بر اثر تنبیه و تهدید تاجران مشروطه خواه انقلابیون آذربایجانی مقیم همدان (امثال نوبری) به اصل قضیه بیش تر واقف شد و جانب اصناف ٬ اهالی و وکیل منتخب آنان را گرفت . ظهیرالدوله ٬ در این اوضاع سعی داشت خود را در کنار کشیده و حساسیت خاصی ایجاد نکند و مشکل را توسط خود آنها و خارج از حاکمیت حل نماید که همین طور نیز شد. به همین خاطر در ذیقعده ۱۳۲۴ آیت الله بهاری در مسجد جامع اعلام داشت :

((مردم ! باید با یکدیگر برادر باشید و کینه یکدیگر را نداشته باشید. صورت یکدیگر را ببوسید و مثل اهل کوفه نباشید … اگر از آقایان تشکی و دلتنگی دارید٬ من از جانب همه شما از آنها معذرت می خواهم ; عفو فرمایید و هر کس در خصوص گندم شما اقدام کرده ٬ خدا به او طول عمر بدهد…دعای حاجی شیخ تقی وکیل الرعایا بر همه ماها و شما لازم است. زیرا که زحمت کشیده و در طهران برای شما گندم خریده و اما من هم از زندگانی دنیا هیچ چیز ندارم ٬ وهرچه دارم مال من نیست و مال دیگری است.))

 شیخ با بیان اینکه از مال دنیا چیزی ندارم ٬ از خوانین قراگوزلو- که خواهان  عزل وکیل الرعایا بودند – برائت جست و در صف مقابل آنان قرار گرفت ; چرا که همان زمانی که مخالفت با انتخاب وکیل الرعایا شروع شد٬عنوان گردید که بعضی از روحانیون برای این کار از خوانین پول دریافت کرده اند.آیت الله شیخ محمد باقر بهاری ٬ دربیست و دوم شعبان ۱۳۲۵ از سوی روحانیون شهرهمدان به نمایندگی انجمن ولایتی همدان انتخاب شد و سالها ریاست آن را داشت . در همین زمان بهاری ٬ از انجمن همدانیهای مرکز به نام اکباتان در خواست نمود که خواسته های مردم همدان را در برقراری نظم و امنیت به گوش مجلس شورای ملی و وزارت داخله رسانده و جواب را برای انجمن ولایتی ارسال نمایند.

پس از وقوع استبداد صغیر در سال ۱۳۲۶ ه ق – مرحله ای دیگر از فعالیت های سیاسی شیخ باقر بهاری آغاز شد که به رغم حمایت اکثر روحانیون همدان از محمد علی شاه شیخ محمد باقر بهاری به شدت با محمد علی شاه به مخالفت برخاست و خواهان استقرار مشروطیت شد ورهبری انقلابیون و مجاهدان را عهده گردید.

mashroote

سر انجام حضرت آیت الله العظمی حاج شیخ محمد باقر بهاری پس از عمری خدمت به اسلام و مسلمین و ترویج معارف حقه الهیه و اجرای حدود الهی که به راستی مظهر (و لا تخافون فی الله لومه لائم ) بود در سال ۱۳۳۳ دار فانی را وداع و روح مطهرش در جوار قرب الهی آرام گرفت . اما کتابخانه شخصی حضرت آیت الله حاج شیخ محمد باقر بهاری آنچه بعد از رحلت حضرت آیت الله بهاری با قی ماند کتابخانه بزرگ و منحصر به فردی بود که نظیر آن تقریبا در غرب کشور کمتر دیده شده است و بعضی کتابها موجود در کتابخانه خود را خود تالیف و کتابت نموده و بعد از رحلت ایشان توسط فرزندان و نوادگان مرحوم جمیعا به کتابخانه بزرگ آیت الله العظمی مرعشی نجفی واگذار گردیده است . طبق نقل قول علامه سید محسن امین در اعیان الشیعه شیخ باقر تعداد ۴۴ جلد کتاب تالیف کرده ولی به هر صورت عناوین اکثریت کتب موجود در کتابخانه شخصی مرحوم بهاری با توضیحات کامل توسط کتابخانه بزرگ آیت الله مرعشی نجفی در نشریه شهاب چاپ و منتشر شده است.

مطالب ذکر شده در این قسمت بخشی از تحقیقات آقای جواد نوری در مورد آیت الله شیخ محمدباقر بهاری منتشر شده در کتاب ایشان است.

 برگرفته شده از کتاب «تاریخ، فرهنگ عمومی و مشاهیر بهار» نوشته جواد نوری



 
 شمه ای از احوالات و حیات عرفانی و اجتماعی  عارف بزر گ  آیت الله شیخ محمد بهاری همدانی

 
ولادت
عارف سالك، عالم ربّانی، حكیم فرزانه، مجتهد عادل، فقیه نامدار، حضرت آیت الله شیخ محمّد بهاری در خانواده‌ای اصیل و مذهبی چشم به جهان گشود. او فرزند میرزا محمّد بهاری، از ستارگان تابناك آسمان علم و عرفان است. بهاری در سال 1265 هـ . ق. در شهر بهار از توابع همدان متولد شد.[1]
حاج میرزا محمّد بهاری كه مردی وارسته بود، دارای 3 پسر به نام‌های: صادق، فرّخ و محمّد و یك دختر به نام خانم بود. همسر وی، زنی با ایمان بود. حاج میرزا محمد كاسب بود و وضعیت مالی نسبتاً خوبی داشت. از قراین و شواهد پیداست كه او از راه خرید و فروش و كشاورزی، امرار معاش می‌كرد.
 
آغاز تحصیلاتشیخ محمد بهاری همراه حاج شیخ محمد باقربهاری به مكتب خانه ملاّ عبّاس علی در بهار رفته و خواندن و نوشتن را آموخت و قرائت قرآن و احكام شرعی را فراگرفت.
او علاقه زیادی به آموختن علم داشت. وی در نوجوانی دروس حوزوی را نزد ملّاجعفر بهاری فرا گرفت.

ملّا جعفر دانشمندی وارسته بود كه برای تأمین مخارج زندگی خویش، از وجوهات شرعیه استفاده نمی‌كرد. او از راه كشاورزی، امرار معاش می‌كرد. این مرد الهی گذشته از این كه از مدارج علمی بالایی برخوردار بود زاهدی با تقوا نیز بود. ضمیر پاك، قلب مطمئن و آرامش خاطر از ویژگی‌های اخلاقی وی بود. گویا شكل گیری پایه‌های اولیه علمی ـ عرفانی شیخ محمد بهاری و آیت الله حاج شیخ محمد باقر بهاری در كلاس درس ملّاجعفر بوده است.
 
عزیمت به بروجرد
شیخ محمد بهاری پس از اتمام تحصیلات مقدماتی در همدان، برای ادامه تحصیل به بروجرد عزیمت می‌كند و در درس آیت الله حاج میرزا محمود بروجردی، پدر آیت الله العظمی آقا حسین بروجردی (ره) شركت می‌كند . او پس از اخذ درجه اجتهاد در 32 سالگی، به زادگاه خود برمی‌گردد. وی مدت كوتاهی در بهار به ارشاد مردم می‌پردازد و دوران جوانی، همراه پدر به زیارت اماكن مقدس در عراق می‌رود.
 
هجرت به نجف اشرف
شیخ محمّد بهاری در سال 1297 هـ . ق، برای ادامه تحصیلات وارد حوزه علمیّه نجف اشرف می‌گردد. وی در نجف از ملازمان درس آخوند ملا حسینقلی همدانی و از شاگردان ممتاز او بود. آخوند همدانی درباره‌اش فرمود: «حاج شیخ محمد بهاری، حكیم اصحاب من است.»
بهاری در درس عارف كامل و استاد بی‌نظیر عرفان، آخوند ملا حسینقلی شوندی درجزینی همدانی (متوفا: 1311 هـ . ق.) شركت می‌كنند و تا زمان وفات آن مرد بزرگ از محضر پرفیضش بهره‌مند می‌شود.
 
حاج شیخ محمّد بهاری در نجف دچار بیماری مزمن می‌شود. پزشكان راه علاج او را تغییر آب و هوا می‌دانند. وی به سفارش پزشكان، به ایران بر می‌گردد و مدتی در مشهد ماندگار می‌شود. باردیگر تصمیم به سفر به نجف می‌گیرد امّا بدترشدن وضعیت جسمانی‌اش سبب بازگشت او به بهار می‌شود و تا پایان عمر در این شهر اقامت می‌گزیند.

اساتید
بهاری دروس مقدماتی را در زادگاهش، زیر نظر پدرش، نزد ملا عباسعلی بهاری و ملا جعفر به پایان رسانید. آنگاه برای بهاری دروس مقدماتی را در زادگاهش، زیر نظر پدرش، نزد ملا عباسعلی بهاری و ملا جعفر به پایان رسانید. آنگاه برای ادامه تحصیلات به همدان رفت و در درس استاد اسماعیل همدانی و میرزا محمود طباطبایی شركت كرد. سپس به بروجرد رفت و دروس فقه و اصول را نزد مرحوم حاج میرزا محمود بروجردی فرا گرفت و از وی اجازه اجتهاد گرفت. بهاری در سال 1297 هـ . ق. به نجف اشرف رفت و از آموخته‌های ملا حسینقلی شوندی بهره‌مند شد.
 
بهاری در عرفان و قرآن، ‌از محضر آیت الله العظمی آخوند ملا حسینقلی شوندی همدانی بهره‌ها برد. شاگردان مكتب تربیتی آخوند را بیش از 300 نفر ذكر كرده‌اند.
سید احمد كربلایی، سید ابوالقاسم اصفهانی، شیخ محمد بهاری همدانی، دولت آبادی، شیخ باقر آقا موسی، میرزا جواد آقا ملكی تبریزی، سید محمد سعید حبوبی، شیخ آقا رضا تبریزی، شیخ علی (فرزند آخوند)، شیخ علی قمی، شیخ مولی شراره، از شاگردان مشهور آن عارف وارسته هستند. شیخ محمد بهاری از برجسته‌ترین شاگردان آخوند ملا حسینقلی همدانی بودند. به تعبیر شیخ آقا بزرگ تهرانی، هو اجلهم اعظمهم.[2] او شاگرد آخوند بود.
 
آیت الله سید محمد حسین طهرانی، او و سید احمد كربلایی را ممتازترین شاگردان آخوند همدانی دانست و درباره سید احمد كربلایی فرمود: «از اعاظم فقهاء شیعه امامیه و از اساتید حكمت و عرفان الهی بوده است.» امّا در حكمت و عرفان او همین بس كه پس از رحلت مرحوم عارف بی‌بدیل و حكیم و مربی و مدرس و فقیه بی‌نظیر حضرت آیت الله آخوند ملا حسینقلی همدانی ـ رضوان الله تعالی علیه ـ در نجف اشرف، با عدیل و همردیف خود، مرحوم شیخ محمد بهاری در میان سیصد تن از شاگردان آن مرحوم، سرآمد و شاخص بود.

پس از مهاجرت بهاری به همدان، سید احمد كربلایی، یگانه عالم اخلاق و مربی نفوس در طی طریق الهی و سیر در معارج و مدارج كمال نفس انسانی و ایصال به كعبه مقصود و حرم معبود بود.[3]
شیخ محمد بهاری و حاج سید احمد كربلایی از تربیت شدگان مكتب عرفان آخوند ملاحسینقلی همدانی و از شاگردان توانمند او بودند. آخوند ملاحسینقلی همدانی عرفان را از آیت الله آقا سید علی شوشتری آموخته بودند و سید علی شوشتری نیز از مرد «جولا».
 
حاج سید محمد حسین طباطبایی قاضی می‌نویسد:
من از پدرم پرسیدم: «شما عرفان را از كه اخذ كرده‌اید؟ فرمودند: از مرحوم سید احمد كربلایی طهرانی. عرض كردم: او از چه كسی؟ فرمودند: از آقا سید علی شوشتری. عرض كردم: او از چه كسی؟ فرمودند: از «جولا» عرض كردم:‌ او از چه كسی فرا گرفته؟ ایشان با تغیر فرمودند: من چه دانم! تو می‌خواهی سلسله درست بكنی.»[4]

اخلاق و كرامات شیخ محمد بهاریاسرار الهی در دل تابناك بهاری موج می‌زد. آن بزرگوار از حیث اخلاق، متواضع، مؤدب و در حفظ آداب معاشرت و سعه صدر، سعیی بلیغ می‌نمود.
بهاری در اخلاق، ‌حسن رفتار، حلم، بردباری و خوش‌خلقی از بین شاگردان مرحوم آخوند، زبانزد و نمونه و بارز بود. او در نجف، شیوه تربیتی استادش را ادامه داد. بسیاری از عالمان و تاجران ایرانی، عرب و هندی شیوه سلوك و خودسازی را از او طلب می‌كردند وی نیز با كمال گشاده‌رویی و مهر و محبت، شفاهی یا كتبی آنان را هدایت و ارشاد می‌نمود و بدین ترتیب مكتب آخوند را استمرار و تداوم می‌بخشید.
 
میرزا جواد آقا ملكی تبریزی كه از بزرگان اهل معرفت زمان خویش بود، درباره استاد خویش، آخوند همدانی می‌نویسد:
در یك برخورد اعجاب انگیز، مرحوم آخوند یك فرد منحرف را دگرگون می‌ساخت. گویند: آقایی آمد نزد مرحوم آخوند و ایشان او را توبه دادند. در عرض 48 ساعت بعد، وقتی كه آن مرد آمد به گونه‌ای متحوّل شده بود كه باورمان نمی‌شد كه این همان آدم چند ساعت پیش باشد.[5]
 
آیت الله شیخ محمد بهاری همانند استاد گرانقدرش بود. او در همان برخورد اول، طرف مقابل را مجذوب و شیفته خود می‌ساخت. او روزی در نجف اشرف، با جمعی از طلاب در محوطه حیات مدرسه ایستاده بود. رهگذری جسارتی به طلاب می‌نماید. طلبه‌ها درصدد پاسخ به توهین او بر می‌آیند، امّا بهاری می‌گوید: او را به من واگذارید. بهاری به رهگذر می‌گوید: آیا نخواهی مُرد؟ آیا وقت آن نرسیده است كه از خواب غفلت بیدار شوی؟ آن مرد نگاهی به پشت خود می‌كند و خطاب به بهاری می‌گوید: چرا، چرا؟ اتفاقاً موقعش فرا رسیده است! او در حضور بهاری توبه می‌كند و تحول و انقلابی درونی در او پیدا می‌شود و از زهّاد وعبّاد و از اوتاد زمان خود می‌شود.
 
شاگردانشاگردان شیخ محمد بهاری در حوزه علمیه نجف، ضمن تحصیل علوم دینی، به تدریس نیز مشغول بودند.
عارف فرزانه، شیخ لطیف بهاری (فرزند ملا درویش) از شاگردان او بود. شیخ لطیف از عارفان و عالمان ربّانی زمان خود به شمار می‌رفت. بهاری در ملاقات با اهالی شهر بهار، از معنویت، زهد و عرفان وی بسیار تعریف كرد.

مرحوم شیخ محمد بهاری شاگردان بسیاری داشت نامه‌های وی كه در كتاب تذكره‌المتقین گرد آمده است، خود حكایت از این مدعاست.
آثار آثار علمی آیت الله شیخ محمد بهاری منحصر به مكاتباتی است كه برای شاگردان خود نگاشته است. تعدادی از این مكاتبات ارزشمند در كتاب تذكره المتقین به گرد آمده است. می‌نویسد:
«این بنده از حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای (مدظل العالی) شنیدم كه فرمودند مرحوم شیخ محمد بهاری افزون بر كتاب تذكره‌المتقین، نوشته یا نوشته‌های دیگری نیز داشته است.»[6]
شیخ آقا بزرگ تهرانی در كتاب ارزشمند الذریعه الی تصانیف الشیعه، از كتاب «منشآت» بهاری یاد می‌كند و می‌نویسد: منشآت بهاری الهمدانی النجفی الحاج شیخ محمد بهاری به طبع تهران.[7]

كتاب دیگری به نام «كتاب القضاء» را نیز به شیخ محمد بهاری نسبت می‌دهند. بهاری از نظر علمی به درجات عالی و اجتهاد رسیده بود و شاگردان بسیاری نیز تربیت كرده بود. اگر آثارمكتوب و قلمی كمتر از ایشان به یادگار مانده است، نشان از توجه وی به تربیت شاگردان و رجال دینی و اهتمام خاص در سیر و سلوك وی است، به گونه‌ای كه كتاب تذكره المتقین، دستور العمل و نسخه عرفانی و تهذیب نفس برای شاگردان است.
 
مسلك عرفانی
اهل سیر و سلوك و عرفان در سیر تكاملی و تهذیب و تزكیه روح كه زمینه شهود را فراهم می‌كند، شیوه‌ها و روش‌های متفاوتی داشتند كه به برخی از روش‌ها اشاره می‌شود.
 
1. سكوت
عارفان عده‌ای از برای تصفیه و تزكیه نفس، سكوت را اختیار كرده‌اند كم گویی و گزیده گویی را از راه‌های ریاضت مشروع و نیل به مطلوب شمرده‌اند.
كم گوی و گزیده گوی چون دُر تا زاندَك تو جهان شود پُر
 
2. گرسنگی
از دیگر شیوه‌های زمینه ساز برای رسیدن به مقام شهود كه در مكتب عرفان هم به آن اشاره شده است، گرسنگی است.
درباره حضرت مسیح آمده است: «كان ادامه الجوع»؛ همواره خودش او تحمل گرسنگی بود.
 
3. كم خوابی
كم خوابی از دیگر راه‌های پسندیده عارفان است. آیات قرآن نیز به فضیلت آن اشاره كرده است.[1]

4. تنهایی
تنهایی این فرصت را به انسان عارف می‌بخشد كه فارغ از هر پدیده مادی به اعمال درونی و نفسانی خویش بپردازد. اشتغال طولانی همانا نفس را به دنیای مادی فرا می‌خواند و اجازه به خود اندیشیدن را از انسان می‌گیرد.

5. اخلاص -
از جمله راه‌های سیر و سلوك، تزكیه‏‎ نفس و اخلاص ورزیدن است. اگر اخلاص راه جداگانه‌ای هم تلقی نشود، حداقل از آداب و شرایط مهم تزكیه نفس و خودسازی است.

6. خوف و رجاء
بزرگترین عامل ترقی و تكامل بشر، به ویژه عارفان و سالكان همین بیم و امید است. از مظاهر ادب در پیشگاه خداوند، بیم از عذاب و امید به رحمت الهی است. خوف و رجاء همیشه به یك اندازه نزد عارفان مطرح نبوده و برخی بعد قوی‌تر و در برخی دیگر بعد رجاء غلبه داشته است و دسته سومی هم وجود داشته‌اند كه به هر دو، نگاهی متعال و عاقلانه داشته‌اند.
یك نیمه رخت و لست منك ببعید یك نیمه دگر انّ عذابی لشدید
 
بنا بر آثار به جا مانده از بهاری وی خبر دسته دوم می‌باشد؛ یعنی او بعد رجاء را بر بیم او غلبه می‌داد. در این زمینه، علامه آیت الله سید محمد حسین حسینی طهرانی می‌نویسد:
در حقیقت بازگشت ادب به سوی اتخاذ طریق معتدل بین خوف و رجاء است و لازمه عدم رعایت ادب كثرت انبساط است كه چون از حد درگذرد مطلوب نخواهد بود. مرحوم حاج میرزا علی آقا قاضی ـ رضوان الله تعالی علیه ـ مقام انبساط و ارادتش غلبه داشت بر خوف ایشان. و هم چنین مرحوم حاج شیخ محمد بهاری (ره) این طور بود. در مقابل حاج میرزا جواد آقا ملكی تبریزی ـ رضوان الله تعالی علیه ـ مقام خوفش بر رجاء و انبساط غلبه داشت و این معنی از گوشه و كنار سخنانشان مشهود و پیداست. هركسی كه امیدواری و انسباط او بیشتر باشد، او را «خراباتی» و هر كه خوف او افزون باشد، او را «مناجاتی» نامند؛ ولی كمال در رعایت اعتدال است. از حائز بودن كمال انبساط در عین حال كمال خوف و این معنی فقط در گفتار و كردار و قول و فعل ائمه اطهار ـ علیهم السلام ـ موجود است.[2]
بهاری در این مشرب عرفانی از استاد خود، آخوند همدانی پیروی كرده است.
 
وفات
آیت الله شیخ محمد بهاری در نجف مریض شد و به سفارش پزشكان، به ایران بر می‌گردد. عازم مشهد می‌شود. او مدتی بعد، قصد بازگشت به نجف اشرف می‌كند كه شدت یافتن بیماری، او را از این تصمیم منصرف می‌سازد و او ناچار به زادگاهش، بهار برمی‌گردد و در نهم ماه مبارك رمضان 1325 هـ . ق. روحش به رضوان الهی پر می‌كشد و پیكر پاكش در شهر بهار به خاك سپرده می‌شود.
علامه شیخ آقا بزرگ تهرانی، تاریخ وفات شیخ محمد بهاری را نهم ماه مبارك رمضان سال 1325 هـ . ق. داند و می‌فرماید: در تاریخ وفات مرحوم بهاری، این گونه وارد شده است: «آه خزان شد گل و بهار محمد».[3]

مرقد منور آن مرحوم هم اكنون در میان بیش از 160 تن از شهیدان سرافراز و گلگون كفن انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی عراق علیه ایران، در باغ بهشت شهدای بهار، زیارتگاه مردم است. یكی از بزرگان نقل كرده‌اند: اطرافیان بهاری در زمان حیاتش، به ایشان پیشنهاد می‌كنند بعد از رحلتش، جنازه‌اش را به نجف منتقل كنند و در آن جا به خاك بسپارند. ایشان با قاطعیت می‌گوید: مرا در گورستان شهر بهار دفن كنید. چون می‌خواهم كنار شهیدان باشم.
آرامگاه وی زیارتگاه مردم از شهرهای مختلف كشور است. گاه اشخاص گرفتار و حاجتمند برای رفع گرفتاری و برآورده شدن حاجات خویش، به آستان مبارك و شفابخش آن ابرمرد زهد و تقوا، روی امید می‌آورند. كرامات فراوانی نیز در این زمینه از ایشان نقل و مشاهده شده است!
اسدالله حیدری
 
---------------------------------
پي‌نوشت‌ها:
[1] . سوره ذاریات، آیات 16 ـ 18 و سوره سجده، آیات 10 ـ 11.
[2] . رساله لب اللباب، ص 117 و 118.
[3] . الذریعه، ج 4، ص 46.
[1] . تذكره المتقین، ص 23 و حكیم اصحاب، 43.
[2] . نقباء البشر، ص 677.
[3] . توحید علمی و عینی در مكاتب حكمی و عرفانی، ص 17 و 18.
[4] . الله شناسی، ج 1، ص 191.
[5] . فلسفه‌ اخلاقی، ص 12 ـ 19.
[6] . سیستم كیفری اسلام و پاسخ به شبهات، ص 27.
[7] . الذریعه الی تصانیف الشیعه، ج 23، ص 25.
 
****  ****  ****
وصیتنامه شیخ محمد بهاری همدانی به شاگرد خود
آنچه برای جناب آقا شیخ احمد لازم است ، این است كه تامل درستی نماید، ببیند بنده است یا آزاده ، اگر دید آزاد است ، خودش می داند - كه هر كاری بخواهد بكند - و اگر دانست بنده است و مولا دارد، سر خود نیست هر كاری بكند ولو دستی حركت دهد تاز وی جهت آن سوال خواهد شد، جواب درستی باید بگوید، پس بنابر این باید سعیش در تحصیل رضای مولایش باشد، اگر چه دیگران راضی بر آن كار نباشند ابدا و و تحصیل رضای مولای حقیقی جل شانه نیست مگر در تحصیل تقوا.
 
غرض اصلی از خلقت حاصل نخواهد شد، به جز اینكه معرفت و محبت میان عبد و مولا باشد، و تحصیل تقوا محتاج به چند چیز است كه چاره ندارد از آنها، یكی، پرهیز از معاصی است، باید معاصی را تفصیلا یاد بگیرد، هر یك را در مقام خود ترك نماید، كه از جمله معاصی است، ترك واجبات. پس باید واجبات خود را هم به مقدار وسع و ابتلا به آنها یاد گرفته، عمل نماید، و این واضح است كه با معصیت كاری اسباب محبت و معرفت نخواهد شد - اگر اسباب عداوت نباشد- اگر شیخ احمد بگوید: من نمی‌توانم ترك معصیت بالمره (:: یكباره) بكنم، لابد واقع می‌شوم، جواب این است كه: بعد المعصیه می‌توانی كه توبه كنی. كسی كه توبه كرد از گناه، مثل كسی است كه نكرده، پس مایوس از این در خانه نباید شد، اگر چه هفتاد پیغمبر را سر بریده باشد، باز توبه اش ممكن است قبول باشد. مولای او قادر است كه خصمای (:: دشمنان) او را راضی كند از معدن جود خودش جلت قدرته.
 
دوم اینكه: مهما امكن پرهیز از مكروهات هم داشته باشد، به مستحبات بپردازد. حتی المقدور چیز مكروه به نظرش حقیر نیاید، بگوید: كل مكروه جائز. بسا می شود یك ترك مكروهی پیش مولا از همه چیز مقربتر واقع خواهد بود، یا اتیان مستحب كوچكی ، و این به تامل در عرفیات ظاهر خواهد شد.

سوم: ترک مباحات است در غیر مقدار لزوم و ضرورت، اگر چه شارع مقدس ‍ خیلی چیزها را مباح كرده برای اغنیا، اما چون در باطن میل ندارد بنده او مشغول به غیر او باشد از امورات دنیویه ، و لذا خوب است بنده به نظرا به میل مولا این مزخرفات را تماما یا بعضها (:: بعضی را) ترك نماید - اگر چه حرام نباشد ارتكاب به آنها - اقتداء بالنبیین علیه السلام و تاسیا بالائمه الطیبین الطاهرین صلوات الله علیهم اجمعین.
 
چهارم: ترك كند ما سوی الله را، كه در دل خود غیر او را راه ندهد، چطور گفته خواجه:
نیست در لوح دلم جز الف قامت یار
چكنم حرف دگر یاد ندادم استادم
 
اگر جناب شیخ احمد بگوید: با این ابتلا به معاش و زن و بچه و رفیق و دوست چطور می شود آدم ترك ماسوی الله بكند و در قلبش غیر یاد او چیزی نباشد، این فرض به حسب متعارف بعید است و شدنی نیست ، می گوییم: آن مقداری كه تو باید ترك كنی ، آن هر كسی است كه تو را از یاد او جل شانه نگاه دارد، با آن شخص باید به مقدار واجب و ضرورت بیشتر محشور نباشی ، و اما هر كس كه خدا را به یاد تو بیاندازد، ترك مجالست او صحیح نیست.
حضرت عبسی علی نبیناو آله و علیه السلام فرمودند: معاشرت كنید كبا كسانی كه رویت آنها خدا را به یاد شما می اندازدالحاصل طالب خدا اگر صادق باشد، انس خود را یواش یواش از همه چیز ببرد، و همواره در یاد او باشد مگر اشخاصی را كه در این جهت مطلوب به كارش بیاید و آن هم به مقدار لازمه آن كار، پس با آنها بودن منافاتی با یاد خدا بودن ندارد، و محبت این اشخاص هم از فروع محبت الهی است - جل شانه - منافات با محبت الهی ندارد.
 
اگر شیخ احمد بگوید: اینها حق است ، ولیكن من با این حال نمی توانم به جا بیاورم ، زیرا كه شیاطین انس و جن به دور ما احاطه كرده ، متصل وسوسه می كنند، همیشه مانعند و ما هم كناره بالمره نمی توانیم بكشیم ، امر معاش ‍ اختلال پیدا می كند، از عهد خودمان هم بر نمی آییم تا كار به كار كسی نداشته ، مشغول خودمان باشیم ، ما كجا، این حرفها كجا! جواب می گوییم: اگر امورات، آنی (:: یكباره) باشد همین طور است كه می گویی، از این هم بزرگتر مثل كوه بدوا (:: در آغاز) به نظر آدم می آید كوچك نیست ، لیكن اشكال در این است كه تكلیف شاق نكرده اند، امورات تدریجی است ، پس ‍ همین قدر كه تدریجی شد، دیگر كار درست می شود، مردم بتدریج باز و شاهین و سایر مرغهای صیدی را رام كرده ، به دست گرفته‌اند.
 
پس كلام اینكه: در هر مرتبه كه هستی آن نیم رمق كه داری ، آن قدر را كه به سهولت می توانی به عمل آوری ، اگر در آن مسامحه نكردی ، آن را به جا آوردی ، یك چنین هم بر قوت تو می افزاید، بلكه زیاده ، زیرا كه فرمود: تو یك وجب بیا، من یك زراع و اگر نه ، مسامحه كردی ، آن مقدار قو،هم در معرض زوال است ، مثلا شب را تا صبح خوابیدی ، بنای بیداری داشتی ، نشد، حالا كه اول صبح است ، تا ملتفت شدی ، پاشو، بین الطلوعین را بیدار بودن این خودش هم فیض علیحده و توفیقی است از جانب حضرت اله جل جلاله ، این را به مسامحه بر خودت تقویت مكن ، به شیطان گوش مده كه می گوید: حالا به وقت نماز صبح زیاد است ، قدری بخواب ، غرض او معلوم است.
و همچنین در مجلسی نشستی ، خیلی لغو و بیهوده گفتی ، دلت سیاه شد، اما می توانی نیم ساعت زودتر پاشوی ، به تدبیر و حیل (:: چاره اندیشی) ، پس این نیم ساعت را از دست مده ، پاشو برو، و مگو چه فایده ای دارد، من از صبح به خرابی مشغولم ، باز می‌توان به این جزیی خیلی از كارها (را) پیش ببری آن شاء الله تعالی.
 
پس بر شیخ احمد لازم آمد، عمل كردن (به) این ترتیب كه می نویسم:
اولا هر كاری دارد باید اوقات خود را ضایع نكنی (تا) بعضی از وقت او مهمل در برود، باید برای هر چیزی وقتی قرار دهد، اوقات او (باید) منقسم گردد، وقتی را باید وقت عبادت قرار دهد، هیچ كاری در آن وقت غیر از عبادت نكند، وقتی را وقت كسب و تحصیل معاش خود قرار دهد، و وقتی را رسیدگی به امور اهل و عیال خود، و وقتی را برای خود و خواب خود قرارداد، ترتیب اینها را به هم نزند، تا همه اوقات او ضایع گردد، مهما امكن اول شب را وقت خواب قرار دهد، بیخود ننشیند، آخر شب از او فوت شود، و متذكرا (:: در حال گفتن ذكر) او را خواب ببرد، با طهارت بخوابد، ادعیه ماثوره را بخواند، خصوص تسبیح حضرت صدیقه طاره علیه السلام را، و در سیری شكم هیچ وقت خود را جنب نكند، و پیش از صبح بیدار شود، تا بیدار شد سجده شكری به جا آورد، اگر خودش هم بیدار نمی شود اسباب بیداری فراهم بیاورد. بعد از بیدار شدن به اطراف آسمان نگاه كرده ، به تامل چند آیه مباركه كه اول آنها آن فی خلق السموات و الارض ‍ است ، تا انك لا تخلف المیعاد (را) بخواند، بعد تطهیر كرده ، وضو گرفته ، مسواك نموده و عطری استعمال كرده ، سر سجاده خود بنشیند، دعای الهی غارت نجوم سمائك را بخواند. پس ‍ شروع به نماز نماید به آن ترتیب كه فقها رضوان الله علیهم نوشته اند. مثل شیخ بهاءالدین علیه الرحمه در مفتاح الفلاح، و دیگران در مصابیح و غیرها نوشته اند، به مقدار وقتش ملاحظه عمل و تفصیل و اختصار آن را بنماید.
 
الحاصل تا اول آفتاب وقت عبادت قرار دهد، هیچ شغلی به جای نیاورد غیر از عبادت ، كارهای دیگر را به آن وقت نیاندازد همه را در اذكار و اوراد مشروعه مشغول باشد، اگر هنوز اهل فكر نشده باشد، و اما اگر مرورش به ساحت فكر افتاده ، هر رشته فكری كه در دست داشته ، در خلال این اوقات اعمال نماید، اگر دید به سهولت فكر جاری است ، پی فكر برود - عوض ‍ آوراد و تعقیبات - و اگر دید فكر جامد است ، آن را ول كرده ، پی ذكر برود. و ملاحظه نماید هر عملی را كه بیشتر در وی تاثیر دارد، آن را بر همه اوراد مقدم دارد، چه قرائت قرآن، چه مناجات، چه دعا، چه ذكر، چه نماز، چه سجده
 
باری بعد از آن ، ترتیبات امور خانه را دستور داده ، به مقدار ضرورت با اهل خانه محشور شده ، به بازار برود و هر كس را كه دید، غیر از اسلام چیزی نگوید. مشغول ذكر خودش باشد تا وارد بازار شود، ذكر مخصوصی در ورود به بازار وارد شده ، آن را بخواند، بساط خود را پهن نماید، متذكرا (:: در حالی كه ذكر می گوید) به كار خود مشغول باشد، ذكر كردن در بازار ثواب خیلی دارد. شخص ذاكر در بازار به منزله چراغی است در خانه ظلمانی ، خود را بی خود در امور دنیویه مردم داخل نكند، مردم را دور خود جمع نكند، حتی موعظه هم نكند. بلی اگر منكری دید از كسی ، به طریق خوش ‍ اگر بتواند آن را رفع نماید، و اما اگر دید تاثیر نخواهد كرد، یا گفتی بدتر می كنند، نباید دست بزند، كار نداشته باشد. و اوقات مخصوصه نمازها را مراعات نماید، و مهماامكن (:: تا اندازه ای كه ممكن است) غالبا با طهارت باشد، بعد از نماز صبح صد مرتبه استغفار صد مرتبه كلمه توحید و یازده مرتبه سوره توحید و صد مرتبه اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم را ترك نكند، و استغفارات خاصه بعد از نماز عصر را بخواند با ده مرتبه سوره قدر، و مهماامكن روزه را ترك نكند، خصوص سه روز از هر ماه را كه پنجشنبه اول و آخر و چهارشنبه وسط هر ماه است ، اگر مزاج او مساعد باشد، و الا مراعات مزاج اولیا است. زیرا كه بدن مركوب انسان است ، اگر صدمه ای خورد از پا می افتد، لذا نباید خیلی هم به هوای آن بچرخد تا اینكه یاغی شود كه او را دیگر اطاعت نكند.
 
خیر الامور اوسطها در همه چیز جاری است، افراط و تفریط، هیچ كدام صحیح نیست، این است كه فرموده‌اند: علیكم بالحسنه بین السیئتین. (:: بر شما باد به انجام حسنه و نیكوكاری بین دو بدی) و در هروقت از شب كه بتواند خوب است كه یك سجده طولانی هم به جا بیاورد، به قدری كه بدن خسته شود و ذكر مبارك آن را هم سبحان ربی الاعلی و بحمده قرار دهد، و مهما امكن هر چه می خواند باید با قلب حاضر باشد، حواسش جای دیگر نباشد و مداومت هم بكند - (تا) عمل ، ملكه و عادت او شود، تا اینكه ترك نگردد.
فعلا محل بیش از این گنجایش ندارد، این چون كلمه علی سبیل الاختصار قلمی گردید و اگر مطلبی دیگر هم لازم شد، شاید بعد نوشته شود آن شاء الله تعالی.

حرره محمد البهاری الهمدانی